تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickersDaisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker عشق من فقط رژین

عشق من فقط رژین

عشق من تو همه زندگی من هستی

  

سلام دوستان مدتهاست که میخوام این پست را بگذارم منتهی فرصت نمیشد چون به مرور تغییراتش را نوشتم ممکنه بعض جاها دو بار نوشته باشم و پوزش میخوام  و خیلی جاها فعل و فاعل درست نداره چون من به مرور نوشته هام را وارد کردم البته در کحیط وورد و اینجا سیوش کرم امیدوارم که سر در گم نشین

   

اولین لبخند در سن 1 ماهگی در کلاچای به نازهای مامان جون Laughing Baby

اولین خیره شدن به دستها در اذر ماه 85 و اولین قهقه از ته دل اذر 85 کلاچای  Mom And Baby

اولین سینه خیز رفتن در اسفند ماه85 {فیلم هم دارم} Crawling Baby     

اولین نشستن در فروردین ماه 86Kid With Doll

اولین با با و مامان گفتن در اسفند 85Daddy & Baby

اولین دستشویی بزرگ خشک دی ماه 85 Peeing Baby       

اولین گرفتن تکیه گاهها فروردین 86Crib

اولین گرفتن اجسام در سن سه ماهگی و در ابان و اذر 85Baby Smiley

اولین دس دسی و نی نای نای در اردیبهشت 86 Terrific 

اولین راه رفتن کامل در شمال مابین 18 الی 28 تیر 86Shoe Foot 

اولین دندون رژین در اواخر خرداد و دیده شده توسط خاله در 3   تیر 86 Teeth   

دومین هم در تیر ماه Foot

اولین گام 6 تیر ماه یک و دو گام

دندونک در تاریخ 28 تیر ماه 86 Happy Birthday   

اولین شنا وآب بازی در دریا 22 تیر 86 دریای حسن سرا اولین شهر بازی و چرخ و فلک در روز سه شنبه 19 /4/86 رامسرSweating 1

اولین غذای جامد در بهمن ماه 85

اولین سوپ اسفند

اولین راه رفتن کامل ذر 3 مرداد 86ادا کردن کلمه دس دسی در تیر و مرداد 86

روز جمعه 5 تیر با دیدن دست زدن بچه ها در تلویزیون دس دسی گفت و دست زد

در مرداد ماه 86 بای بای میکرد و میگفت بخواب بخواب

وقتی میگی بابا کو با دست نشون میداد ... دستش را به صورت موبایل میکنه و حرف میزنه و خودش را در اغوش ما می اندازه کلمات(داییزا .دایی رضا شادی .دادی ته ته سر پا شدن و با نی اولین بار اب میوه سیب و کیوی شادلی را خورد ترک کردن 4 دست و پا مرداد 86

ادای چندین کلمه در مابین تیر و مرداد ۸۶

نشان دادن پدر و شادی در عکس در مرداد 86

گفتن کلمه بخاب با خوندن شعر نازی جون

کج راه رفتن و لوس کردن خودش

اولین دندان جعبه در 23/11/86 دومین در1/1۳86

مابقی هم در محدوده فروردین تا اردیبهشت 87

رژین بعد از تولد یکسالگی

بعضی از اشیاءرا شناخت مثل کفش که دد ه میگفت

در محدوده 15 تا 18 ماهگی

ادای کلمات (آبه .شمارش تا 3 بازی اتل متل توتوله که در فروردین 87 و روز 9 فروردین ادا کرد بوسیدن نازی کردن دایی رضا آله به به جیک جیک هاپ هاپ بو

حیوانات را  با کلمه بو میشناسد مگ مگ میکند حمام و آ ب بازی را خوب میشناسه  با بچه ها بازی میکنه و می تونه با سعی خودش لباس را  تو سرش  کنه دوست داره در قوطی باز و بسته کنه دوست داره با موس کارکنه ساعتها پشت کامپیوتر میشینه کمد به هم میریزه خط خطی میکنه کتاب داستان دوست داره بادکنک دوست داره مسواک زدن توپ بازی بوسیدن

کل کلماتی که ادا میکنه

بابا به به هاپ جیک نازی ابه بئ  د . دده نی نی دایی رضا آله  تشخیص حیوان از هم و از انسان و عروسک  کلماتی چون پی پی آدی(شادی) علاقه به دیدن فیلم و عکسهای خانوادگی کمک کردن به با در جمع کردن سفره  تشخیص صدای ... Gas .و خندیدن و گفتن دو کلماتی چون ماه برق در راه رفتن از پله ها  شناخت خر اسباب بازیش که ما بهش  اخ می خره  میگیم (اخ خر من )  شناخت خوراکی ها چیپس و پفک  پفیلا  استقلال کامل در خوردن غذا عکس العمل به در مبنی بر اومدن باباش  ترس از بعضی اقایان  شوق شدید به رفتن بیرون و تکروی شدید  نگاه کردن به البومها باز کردن در کمد علاقه به کابینت ذوق از دیدن گربه   Cat 9 غرور داره نقاشی دوست داره و می خواهد براش بووو بکشیم Cat 9 ا  ز کلیپها و از پیام های بازرگانی خوشش میادTV                  اصرار به گفتن کلمه بابا حتی به من و گفتن اوههههههههه در خرابکاریها و مسایلات بیرون  نارضایتی از قطع ارتباط با مادر و علاقه به پله برقی و آسانسور علاقه به پایین اومدن از پارکینگ.علاقه به ذرت مکزیکی Cornهر دوران که حرف میزد پا میگفت در 7 ماهگی ایول ایول میگفت ما میگفتیم پا .پا بووووو پاشو میداد تا بو کنیم البته در 18 ماهگی بلاخره مامان گفت و شمارش تا 12 جوجو هاپو پوهه  در تاریخ ۳۰ اذر گوشش را سوراخ کردیم

رژین بعد از 18 ماهگی تا 24 ماهگی

میوه ها را میشناسهPearGrapeBunch Of Bananas Orangeاتل متل توتوله 9 فروردین 87 تاب تاب عباسی باه یعنی بابا جون داستان و خیلی هم به کتاب داستان علاقه داشت و یه توپ دارم قلقلیه  بعد از عید کلی تغییر کرد کلی از کلمات را میگفت ادای دایی رضا را در میاورد چشم لب ابرو(اردیبهشت ) دوغ عاشق بازی کردن وشهر بازی  می بردمش  خانواده پدری اش را میشناسه و به مریم مریمه میگفت و بعد هم عمه  موز و بوپ تصاویر اجسام را میشناسه  دایره 4 گوش و سه گوش را میشناسه و سر جاشون میذاره عکسها را میشناسه نرم افزار آرین را میشناسه و آ و ب و پ و ...را میگه گاها" مینوشتم مامان و با با می تونست بخونه  خاله چی میگه : مخم مخم معنای قهر را در 1.5 سالگی درک کرد  وا را وقتی توخیابون میدید میگفت آ در تابستون به تولد کلی واکنش نشون داد و لی از شیطنتهاش نگو که واقعا بیرون اون یه طرف میدوید و ما دنبالش از به هم ریختن خونه لذت میبرد عاشق دریا شده بود تابستون و خانواده پدریش به عزیز میگفت عیی و اتی و اداشو در میاورد به ستایش میگفت تایی و بعدا: تایش و به حسین میگفت حوسن عمو حسن را شناخت و میگفت کلاپ خریده تقربا "  تونست مونا و محمد را بگه میگفتم عمو حسن چی خریده میگفت کلاپ دایره لغاتش بعد از تولد دوسالگی به جمله رسید مثلا شادی رفت .الان هم دیگه کامل حرف میزنه اخرین جملات تکمیلش  سلام گارفیلد خوب هستی عزیزم خوش آمدی برو به سلامت سلامت باشی می تونه نعمه بگه میگه پیلا پیلا و با لی لی و بانک را میشناسه (قبل دو سالگی ) بیلو میگه لیمو و الان حسابی میتونه حرف بزنه و عاشق سک سک هست  من وقتی میگم سیب زمینیPotato اون میگه هویجCarrotsسوپ را دوست داره چند تا کتاب داستان داره که تقریبا یه دو تایی را به صورت چند صفحه حفظ کرده کتاب حسنی و پارک شادی را خیلی دوست داره به اضافه میگه ازاله به شیر میگه لی













نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 19:24 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلام به همه مامانهای گل و نی نی های نازو عزیز

 

Image and video hosting by TinyPic عید غدیر را به همتون تبریک میگم

دخترم شعر الفباي انگليسي را خيلي قشنگ ميخوني و من عاشق دبليو گفتنت هستم

عسلم به من نمي دونم چرا ميگي خاله سميرا !!

چند روز پيش لباس عروس پوشيده بودي و من ديدم كهنه شده گفتم ايندفعه رفتي شمال به عزيز بگو يكي برات بخره گفتي (در حالي كه دستت را سينه چسبوندي)نه ...دارم ...عزيز نخره ...پول نداره !!

ديروز به همسايه بغلي يهو گفتي خانم انصاري!!در صورتي كه يه اسم ديگه داره و وقتي گفتم بگو خاله ژيلا خجالت كشيدي داشتم امپولش ميزدم و كلي براش پزشكي كردي و يهو گفتي به ك...امپول ميزني من نمي دونم اين را ازكجا ياد گرفتي و گفتم بگو با....و تو نمي تونستي بگي و گفتي سن !!!(شرمنده كه به اينجا كشيد)

 چند روز پيش يه پسر بچه اي را ديدي گفتي مامان داداشي چه قدر قشنگه ..خوشگله !!

خانومي داشت انگليسي حرف ميزد و يهو گفتي شبيه سميرا هه منظورت نوع صحبت بود

 بهت ميگم where is your cat يهو ميگي گافيده چاست (گارفيلد كجاست)و ميگردي دنبالش

يه چيزايي انگليسي بهت ياد دادم و الفبا ولي انگار قاطي ميكني با هم بچه بودي بهتر بلد بودي!!!

دو تايي سوره و صلوات را ميتوني بگي البته با كمك من

معتاد به سك سك شدي و ما مجبوريم بخريم ولي من ترفند جالبي زدم ...جعبه خالي را بر ميدارم و داخلش محتويات سك سك را ميگذارم و و من از يه در و تو و بابا از يه طرف ديگه ميرين و من يهو ميگم واي سك سك (ما بچه خ.ر ميكنيم ...سرشو كچل ميكنيم )

قبلا " كلاه نميگذاشتي .حالا هم در بدترين شرايط گرمايي در نمي اري

اعتياد ت به كمد تا حدي هست كه روزانه ده بار بايد جابه جا بشه و به دامن ميگي نا نا ناي (بر وزن ني ناي ني ناي ني ناي ناي ...هموني كه دندون نداشت و اخرش گفت نازي اباد نيگه دار!!!!!

عاشق خراب كردن اجسام موبايل در اوردن لباس عروسك و همزمان لباس خودت و رقصيدن هستي!!عاشق كورن فلكس و شير شدي

 لحظهاي قدم بر نمي داري و بايد بغل بشيييي!! بازهم در دل كوچكت عاشقانه به تاب و سر سره اونهم در هرمكاني بگو مادرت رو به موته !

 معلومه گرمايي هستي اخه پتو را از روي خودت مي اندازي از عكس و فيلم گرفتن خوشت مياد و يك اداهايي در مياري !!

اهنگهاي مورد علاقه ات محسن و پارميدا و ..........تقريبا همه نوع اهنگ مخصوصا شيش و هشت ! بهش ميگفتم ددی ده كن ميگه نه ميميره

ميگم يه گاز بگيرم (كوچه گازيه ناموفق!!!)ميگه نه خون مياد ..ميميرم

بعدا "نوشتم :جدیدا گیره های لباس را به صورت کلیپس از سرش اویزون میکنه بعدا عکس میذارم

دیروز به گارفیلد میگفت سلام گارفیلد خوبی خوش امدی سلامت باشی

وای این دختره تو اهنگ ناهید که میگه سارا تویی خوشگل من چه قدر بعضی جاها شبیه رژین شده البته من صدا میکنمش هوژه ...بابا هم یا قولی هست یا ددی !!!!!!!خانواده استثنایی را حال میکنین

جدیدا " از خودش شعر میگه و انروزی میگفت .باربی رفته خونشون ...با ماشینه ژلاک(پراید)

خوب مادر بابا هم كم كم داره ميره و من هم برم به كا رو زندگيم برسم قربون اين دخملم برم كه با بودنش زندگي ميكنم ..طبق معمول جمله معروف بي تو ميميرم
Image and video hosting by TinyPic

بعدا نوشتم: شایان گلم تولدت مبارككككككككSmileyCentral.com SmileyCentral.comImage and video hosting by TinyPic
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 8:9 توسط سمیرا مامان رژین| |
    سلام به همه دوست جونای مهربون خودم  

بعدا نوشتم :به رژین من هم رای میدین 

مسابقه انتخاب وبلاگ پرشین وبلاگ 

http://persianweblog.ir/topblogs/kids-blogs.aspx

    عید سعید قربان ..به همه عزیزانم تبریک میگم و خدا قسمت کنه همه با هم بریم

این ماه تولد دوست جونام علیسان کیان و شایان هم بود تولدشون مبارک Birthday FireworksHappy BirthdayBirthday Balloon
ممنونم که همیشه به یاد ما هستین امیدوارم محبتهاتونو جبران کنم من و رژین یه مدت نبودیم و شمال بودیم درست بعداز کوتاهی موهاش ده روزی رفتیم شمال و خیلی به ما خوش گذشت مخصوصا خونه مادر شوهرم که خدا را شکر همه چیز بین ما به خوبی و خوشی حل شد و روابط بسیار داغ و حسنه شدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir مادر شوهر من زن بدی نیست منتهی شاید ما هم زیاد حساسیت نشون می دیم اون مادره و هر مادری برای دخترش بیشتر محبت مادی میکنه چون همیشه گفتن دست دختر در مقایسه با پسر تنگ تر هست و زیر دست شوهر .....  
...من که ایندفعه مسایلی را مادر شوهرم برام عنوان کرد که واقعا متعجب شدم .Eyes Poppin..چه ادمهایی که به اسم دوست با من ارتباط داشتن و لی از پشت سر به من خنجر میزدن Spankو من هم چه محبتها که براشون نمی کردم !!واقعا نتونستم قبول کنم خانومی که سنی ازش گذشته باشه و عروس و دوماد داره بیاد جلوی مادر شوهرم از من بد بگه و منو بخواد خراب کنه تا یه توجیهی بشه واسه عملکردهای بدخودشون !!!دیگه تصمیم گرفتم با هیچکس نه ارتباط حظوری نه تلفنی داشته باشم و همونهایی که از من گله مند بودن که چرا من باهاشون ارتباط ندارم به خونه مادر شوهرم سر میزنم و به اونها نه.. یه خنجر اساسی از همین ارتباطی که باهاشون برقرار کردم به من زدند !!!و جالب اینجاست که ادم یه بار بره خونه کسی خودشون بیشتر جلوی ادم درد و ناراحتی هاشونو بگن ولی    اخرش حرف ادمو ببرن برای مادر شوهر و منو محکوم به بدی کنن !!خدا را شکر مادر شوهرم زن با گذشتی هست ..هر مادری و هر انسانی خصلت خودشو داره و من نباید از بعضی رفتارهاش ناراحت بشم انصافا برای دختر من هم خیلی محبت کرده و دوستش داریم از رژین گلی بگم که بلا شده ..اگر بدونین شمال چه اتیشی سوزوند ..وسیله سالم که تو خونمون نمونده جدیدا یاد گرفته گاهی وقتها مخفیانه  ج ی ش میکنه  No  Constipated وای خدا فکر میکردم یاد گرفته اما گاها اذیت میکنه و من هم حسابی گوشمالیش دادم و او نهم خیلی ترسید و ناله کرد البته بگم که فرداییش دوباره فراموش میشه !!چند روز پیش همسرم خواب بود دیدم میگه هیس!!رضا خوابده منو میگیShocked و دیدم هی صدام میکنه خاله سمیرا !!!گفتم چیه گفت رضا اذیت میکنه !!Whoaای قربونت برم وبلاگش را هم میشناسه وولاگ میگه از غذا خوردن روی گردان هست چند روزی برشتوک تک میخوره (کورن فلکس)عاشق ماتیک زدن و لباس پوشیدنه عشق سوراخ سمبه داره و هر چیز سالمی را خراب میکنه !!عاشق عزیزش هست و خانواده شوهرم و وقتی بابا شو میبینه ذوقی میکنه که نگو من هم عاشق و شیفته این دخترم تو شمال یه شب مهمونی بودیم خونه دختر عموم یه روز خونه دخترش و خونه مادر شوهرم و موقع اومدن تو یه بازارچه توی متل قو بود فکر کنم موندیم و وخرید کردیم  توی شمال هم یه روز مادرم بردمون پارک لنگرود و تو تهرونهم چند شب پیش رژین را بردیم  سرسره بشینه تا دلی از عزا در بیاره یه شب هم بردمش بوستان و شهر بازیش و طبق معمول ذرت خورد خانومی خلاصه که دلم دوباره برای شمال تنگ شد و تعطیلات هم نمی ریم ...
خدایا به خاطر همه چیز ازت ممنونم و دوستت دارم

بعدا نوشتم :شدیدا به گارفیلد اعتیاد پیدا کرده واین گارفیلد چه خوش شانس بود که با ما دور دنیا را گشته !!!تا حدی که یه شب مجبور شدیم به علت جا گذاشتنش با اژانس بریم دنبالش و خانوم فورا میگن گافیده چاست :گارفیلده کجاست Cat 9





 







نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 16:28 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلام دوستان هنوز فرصت نکردم که خونه را تمیز کنم وای که چه به هم ریخته هست حتی ساکمونو هم  باز نکردم

ولی یه چند تایی عکس از رژین با موهای کوتاه شده توسط خودم گذاشتم تا ببینین در ضمن میشه راهنمایی کنین که چیکار کنم موهاش تقویت بشه و مو خوره نگیره میخ وام از الان شروع کنم ممنونم چند روز دیگه خاطره هم مینویسم فعلا منو ببخشین تا بعد

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic عکسهای رژین بعد از کوتاهی مو
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:14 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلام دوستان خوب و مهربونم 

من یه چند روزی نبودم و سفرر فته بودم و این بود که نشد اپ کنم و یا خدمت شما برسم امیدوارم مارا ببخشید و بزودی یه اپ توپ کنیم

دوستتون دارم

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 11:57 توسط سمیرا مامان رژین| |