تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickersDaisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker عشق من فقط رژین

عشق من فقط رژین

عشق من تو همه زندگی من هستی

پرودگارا... تو را سپاس ميگويم!!!!
براي تمام نعماتي كه امسال به من ارزاني داشتي ....
براي تمام روزهاي آفتابي و براي تمام روزهاي غمگين ابري و باراني....
براي غروبهاي آرام و شبهاي تاريك و طولاني.....
تورا شكر مي گويم براي سلامتي و بيماري ، براي غمها و شاديهائي كه امسال به من عطا كردي.....
تو را شكر مي گويم براي تمام چيزهائي كه مدتي به من قرض دادي و سپس بازپس گرفتي ......
خدايا، شكرت براي تمام لبخندهاي محبت بار، دستان ياري رسان، براي همه آن عشق و محبت و چيزهائي شگفت انگيزي كه دريافت كردم.....
شكر براي تمام گلها و ستارگان، براي فرزندان يا عزيزاني كه دوستم دارند......
خدايا، تو را شكر مي گويم براي تنهائيم، براي شغلم، براي مسائل و مشكلاتم، براي ترديدها و اشكهايم، چرا كه همه اينها مرا به تو نزديكتر كرد.......
تو را شكر مي گويم براي تداوم حياتم، براي اينكه سرپناهي در اختيارم نهاده اي، براي غذايم و براي برآورده كردن تمام نيازم.....
پروردگارا، همان را مي خواهم كه تو برايم خواسته اي......
تنها از تو مي خواهم:
آنقدر به من ايمان عطا كني تا در هرآنچه بر سر راهم قرار مي دهي تو را ببينم و خواستت را.
آنقدر اميد و شجاعت تا نوميد نشوم.....
و آنقدر عشق و محبت ... هر روز بيش از روز قبل عشق نسبت به خودت و آنان كه در اطرافم هستند.
خدايا، مرا آن ده كه مرا آن به ،
و آنچه را كه نمي دانم چگونه از تو بخواهم
پروردگارا، به من قلبي فرمانبردار، گوشي شنوا، ذهني هوشيار، و دستاني ساعي عنايت فرما تا بتوانم تسليم رضايت گردم و آنچه را كه به كمال برايم خواسته اي بديده منت بپذيرم.
خدايا، بر تمام عزيزانم بركت و بهروزي عطا كن، و صلح و دوستي و آرامش بر قلوب انسانها حاكم گردان .
آمين.........
منش بد شكست بيابد
منش نيكو پيروز شود
دروغ شكست بيابد
راستي برا آن پيروز شود
اهريمن ناتوان شود و رو به گريز نهد
و نوروز بر شما فرخنده و خرم باشد....
دوستان عزيزم !!
حال كه با ياري دادار هور يك سال ديگر در مدرسه زندگي از آموزگار روزگار تجربه ها آموخته ايم ، بياييد تا در كنار هم و براي هم براي آينده مان نقشي زرين بر تارك عرش بزنيم و آن را با گلهاي عشق و محبت آراسته گردانيم . نوروزتان پيروز!!!!!
Free2Upload Free2Upload

از همه دوستان خوب و مهربونم که امسال تو همه لحظات با ما بودن و دلگرممون کردن ممنون و سپاسگزارم

امسال هم گذشت !

تو یه چشم به هم زدن همه خاطراتش از جلوی چشمهام رژه میره ...امیدوارم که سال اینده برای همه و خانواده من سال خوبی باشه

ما با اجازه همگی میریم سفر

امیدوارم هر بدی و خوبی از ما دیدین به بزرگی خودتون ببخشید ..

موقع تحویل سال به یاد ما هم باشین و دعامون کنین

خدا نگهدار همگی تا سال اینده

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:51 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلام

عید اومده .....واقعا ...به این زودی یه سال گذشت

امسال برای من خیلی خیلی پر فراز و نشیب بود ....

ولی خدا را شکر که الان با روحیه ای جدید و راحت به استقبال سال جدید میروم تا یه سال پیر شدنم را جشن بگیرم !!

خدایا شکرت به خاطر همسر مهربان و دختر خوبی که به من دادی ...به خاطر ارامشی که تو هفته های اخیر به من دادی ...برای اینکه راه درست زندگی را به من نشون دادی ...برای اینکه خیلی از چیزهایی را که بهشون وابستگی کاذب داشتم و مانع از پیشرفتم بود از زندگیم حذف کردی ...برای اینکه زشتی ها و زیبایی ها را برام اشکار کردی

خدایا امسال عید خیلی راحتم ....واقعا ارامش را الان حس میکنم ...ازت ممنون و متشکرم

اندر احوالات این چند وقته جونم براتون بگه

به شغل شریف پادویی ...کزتی و ...هرچه که میدونین مشغولم

وای که امسال اینقدر خرید کردن و کادو گرفتن و .....داشتم که بلاخره درد نازنین کمر و پهلو درد به سراغم اومد و بنده شبها نمی تونم بخوابم !

گرچه قبلا هم .........

من و رژین و بابا رضا  شنبه و جمعه نمایشگاه ارم رفتیم و خانوم خانومهای من هم دلی از بازی در اورد

واقعا به من هم خوش گذشت و عینهو بیرون ندیده ها فقط میگفتم بریم

ولی خداییش رژین که بزرگ شده خیلی بهتر ه و یه همدم دارم که دور دنیا را در یه روز بگذرونم

بگذریم که در اتوبوس با همه دختر خاله میشه و ...تو مترو هم باید حتما یکی از جاش بلند بشه تا خانوم بشینه 

چند روز پیش با بچه ها ی گل و مادرهاشون قرار داشتیم تو تیراژه  و این دختر که مثلا باید رحمش لا اقل به من بیشتر باشه منو از صندلی بلند کرد و گفت سر پا بمون تا من بشینم چون بشینی پیشم جام تنگ میشه !! وای که اول بسم الله یه رییس بازی در اورد .واقعا که من مونده بودم ...و همه هم میخندیدن و  میگفتن به این میگن زن سالاری ..البته دو دقیقه بعد  دوستایی شدن که نگو

انصافا ته قلبم به وجودشون و دوستیشون و درک درست  و بی ریا بودن شان افتخار کردم ...خدایا شکرت ...چون دوست خوب نعمتی هست

ما شا الله اینقدر شیرین شده که نگو ...خیلی کاراش و نوع حرف زدناش بامزه هست ...یه کم باهاش تند حرف بزنی همچی باهات بد تا میکنه که واقعا از خنده ادم روده بر میشه و درست مثل یه ادم بزرگ از خودش دفاع میکنه ...

جمعه هم رفتم ارایشگاه و کارهای عید را انجام دادم ...رنگ کردم امسال ...انصافا بهم میاد و خوشحالم

فعلا این آپ را داشته باشین تا بعدی را هم براتون چند روز دیگه بذارم

قربون محبت همه برم من  پشاپیش سال خوبی را براتون ارزو میکنم

Free2Upload Free2Upload Free2Upload
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:36 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلام

نوشین و هستی عزیزم  پر کشیدن اقا جون از  این سرای فانی دل هممون را به درد اورد چون تو این مدت با   هم زندگی کردیم از صمیم قلبم بهت تسلیت میگم باقی بقای عمر شما  و خانواده مهربونتون باشه

*********************************************

 

این اخرین پست نیستا  ..بازهم میام

حال همگی خوب هست دیگه میدونم اینروزها  حسابی مشغول خرید و کارهای خونه هستین واقعا از صمیم قلبم ارزو میکنم که امسال براتون سال خوبی باشه

من هم با اجازه دوستان گلم برای اینکه بعدها یادگاری بمونه که چه کردم عکس لباسهای عید و هدیه ها و لباسهای خودم را هم گذاشتم تا اونهایی که ازم خواسته بودن ببینن

رژین گل مامان دیگه برای خودش خانومی شده دیشب یه کم حالم بد بود و رضا میخواست بخوابه من هم که تو اینجور مواقع معتاد به تلویزیونم ازش خواستم روشن بمونه تا من ببینم  ولی ا ون میگفت خسته هست و صداش اذیتش میکنه خلاصه من الکی خودمو زدم به گریه  یهو دیدم رژین همچین به دستو پام افتاده که گریه نکن خودمم خجالت کشیدم

میدونین روزهای اخر سال یه حس خاصی داره ادم پر از انرژی هست اما نمی دونم چرا تا سال تحویل میشه یهو دلم ادم میگیره

من سه چیز تو دنیا هست که هیچوقت نتونستم بغضم را در موردشون نگه دارم

۱. اول خوشگله خانم بعد بادمجان خِرشت

نه

نه

۱. تحویل سال نو که حتما اشک میریزم

۲. زمانی که عید فطر اعلام میشه

۳. و اعلام اینکه فردا اول مثلا اول رمضان هست

و یه چیز دیگه هم بزرگ شدن دختری هست ..انگار من به بچگی هاش خیلی احتیاج دارم  وقتی میبینی باهات حرف میزنه ذوق میکنی اما دلشوره هم میاد سراغت که داره بزرگ میشه و مسئولیتهاش هم مطمئنا بیشتر ه و نکنه از عهده اش بر نیایی مثل همه مادرها ارزو دارم واقعا اینده خوبی داشته باشه تو وانفسها

جدیدا عشق شرک و فیونا و خره هم شده

و حس خیالبافی با خود حرف زدن را داره الان که مینویسم به خر شرک میگه خره بیا پایین حالا کجا رفته خدا میدونه و میگه میایی کوچولو  گریه میکنه  خودت بیا بریم

به خانواده باباش خیلی علاقه منده تا روسری می گذارم رو سرش میگه مامان شکل اِتی شدم (احترام)و خلاصه بلایی برای خودشه

در مورد مسایلات زندگی بهش سخت نمیگیرم و نمی ذارم پرده بین من و اون و باباش باشه من معتقدم دختر باید با پدرش خیلی راحت باشه البته حریم را حفظ کنن و لی چیزی مانع نشه که باهاش حرف نزنه دوست دارم بهترینها را براش انجام بدم ..خداییش گیراییش خیلی خوبه منتهی من کم کارم  ذهن قوی داره و اتفاقات خوب به یادش می مونه  مثلا از یه مکان بگذریم اونجا را میشناسه تا میرسیم به اول کلاچای تو خواب هم باشه بیدار میشه میگه خونه پَلِلِه (منظورش دختر خاله اش هست که چون پدر بزرگش اهل یه منطقهای تو شمال به اسم پَلَت چاله بودن و به عامیانه میگن پَلچالِه خنوم نمی تونه بگه و میگه  پَلِلِه  شادی پَلِلِه  ...یه وقتهایی به ذوق صداشو میکشه و میگه   پَلِلِه ...کلالای (کلاچای)

امسال عید برای شادی و خاله هم حسابی سوغاتی گرفتیم و یه بیبی بورن گرفتیم که برای تولدش که ۷ فروردینه بهش کادو بدم

دعا کنین امسال خوش بگذره ...بعد از یه سال خستگی و تلاش و اتفاقات گوناگونی که افتاده ادم دلش کلی روحیه میخواد خداییش امسال همسرم همیشه مشغول فعالیت بود و دلم میخواد کلی بهش خوش بگذره

تو این مدت زیاد نتونستم تغییرات بچم ر ا بنویسم ولی از سال جدید یه تصمیمهایی داریم

فعلا قربون صفای همتون

تا اپ بعدی که احتمالا اخرین هست خدا نگهدارتون

عکسهای لباسها

ژاکت صورتی و بلوز قهوه ای که جلوش اسبه ..را خاله فرشته جونم از المان خریده این عکسهاشه و خودشو میاد ایران و به ما میده ممنونم خاله جونم امیدوارم جبران کنم

بعدا نوشت :دوستان گلم که موفق نشدن عکسها را ببینن من بازهم براتون اپلود میکنم و این بار تک تک میذارم قربون محبت همتون برم من

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 11:31 توسط سمیرا مامان رژین| |
مامان کیاراد کوچولو مسابقه ای با عنوان عکسهای بامزه زیر یه سال گذاشتن

برای خوندن شرایط روی لینک کلیک کنید

دخمل ما هم این عکسش خیلی با حال بود چون خواستم ازش عکس بگیرم با بدن لخت همین که دید دوربین را گرفتم دستم یو یه صدایی شبیه او ه ه ه ه ه از خودش در اورد و بدنش را بادست پوشوند و بدش اومد  که ازش عکس اینجوری میگیرم

Free2Upload

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 11:1 توسط سمیرا مامان رژین| |
سلاممممممممم

روز همگی بخیر و شادی

ما که حالمون خیلی خوبه خدا را شکر ...دوست جونای من خوبن  نی نی گولوها چی ؟؟

خدا را شکر

 

رژین ما هم همچنان به شیرین زبونی مشغوله

مامان با بابا عروسی کرده

شرک با فیونا عروسی کرده

مسعودی با  آلا (خاله ) سومیه (سمیه ) عروسی کرده

باه (بابا بزرگ پدری) با ا‌ِتی (مادر بزرگ پدری احترام ) عروسی کرده

مامان جون (هویَه) با شادی عروسی کرده

دیروز با هم رفتیم کارخونه پیش بابایی خیلی خوش گذشت  مزایده داشتن  رژین هم کلی ذوق زده از اینکه رفته ایران تولو ...اون هم با قطار (مترو)خداییش میگفتم الان رسیدیم میگفت نه نرسیم قطار بشینیم

خلاصه کلی حرف زدنهاش با حال شده و همه کلمات و حرفها را میگه

عاشق موسیقی هست

افشین و خوشگله خانم .و شرک جدیدا

ابی و کامران و هومن را خیلی دوست داره

یه کم دست بزن داره و جیغهای بنفش هم که نگو

هفته قبل رفتیم شمال و مادرم رارسوندیم تا دچار مشکلی نشه ...خدا را شکر چشمش هم خوبه و عملش خیلی خوب بود

تو شمال هم که شادی و رژین اتیش سوزوندن اساسی

چند شبی هم چون بابا یی دیر می اومد دو تایی رفتیم رستوران و خوش گذشت فقط جیغ بنفشه شب دوم هم بود که من نفهمیدم چی خوردم

دفعه بعد عکس از ایران تولو و شمال هم میذارم

تو آپ بعدی براتون بیشتر می نویسم و عکس میذارم

بعدا"نوشتم

مامان کیاراد کوچولو مسابقه ای با عنوان عکسهای بامزه زیر یه سال گذاشتن

برای خوندن شرایط روی لینک کلیک کنید

دخمل ما هم این عکسش خیلی با حال بود چون خواستم ازش عکس بگیرم با بدن لخت همین که دید دوربین را گرفتم دستم یو یه صدایی شبیه او ه ه ه ه ه از خودش در اورد و بدنش را بادست پوشوند و بدش اومد Free2Upload

 

Free2Upload Free2Upload Free2Upload Free2Upload
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:45 توسط سمیرا مامان رژین| |